عینک

چشم های من تو را از حفظ می بینند

ولی

صورتی ترین عینک شهر را می خرم

تا تو مرا ببینی

/ 13 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نوشین

فوق العاده بود! [گل]

نیلوفر

تو بدون عینک هم دیدنی هستی دوست جونم!

نوشین

کاش می تونستم مطمئن شم که با صورتی ترین عینک شهر دیدنی می شم اما ... چقدر بده یک عمر سایه بودن، نفر سوم بودن و دیده نشدن! و از اون بدتر اینکه کسی رو ازت بدزدن که جزو معدود افرادیه که تو رو به تنهایی می بینه نه در سایه ی کس دیگه... و اون دزد کسی باشه که عمری سایه اش بودی! یعنی اون آدم تنها کسی رو که به تو احساس دیده شدن می ده از تو می دزده و مال خودش می کنه... حالا دیگه اونم فقط تو رو سایه می بینه ...سایه... و تو باز هم نفر سوم می شی! متنفرم!

منم دیگه :ی

قشنگ مینویسی

پرنده

به راستی چه باید کرد برای دیده شدن؟!

غزلسرا

سلام گرامی[گل] همیشه می خوانمت [گل] و اکنون آپم و منتظر سیلی نقد شما[گل]

غزلسرا

سلام گرامی[گل] همیشه می خوانمت [گل] و اکنون آپم و منتظر سیلی نقد شما[گل]

نوشین

پس چرا آپ نمی کنی؟!

عه تا

فرهیخته ی عزیز/ سرکارخانم بنفشه رحمانی برای کمک به ارزیابی نظر مخاطب شعر امروز ایران از شما که صلاحیت اظهار نظر دارید دعوت میشود در این نظر سنجی شرکت کنید. با احترام و سپاس