عصيان

«من عصیان می کنم ، پس من هستم»     کامو

                                                   

من خیلی با این جمله ی کامو موافقم. فکر می کنم آدم هایی که عصیان نمی کنند خشک و رام و غالبی و تکراریند. هر کسی باید یک بار هم که شده جلو بایدها و نبایدها بایسته.

من اگر بخوام یکی از حالت های ماده رو انتخاب کنم ،ترجیح می دم جامد باشم. چون دلم می خواد همیشه شکل خودمو داشته باشم نه اینکه به شکل ظرف هایی که دیگران تعیین می کنن در بیام.

می بینی حالم خوب شده!دیگه عذاب وجدان ندارم! آماده ام که باز عصیان کنم!!!!!!!!

/ 10 نظر / 2 بازدید
ژاله

بیهوده مپای . برخیز ؛ که وهم گلی ، زمین را شب کرد . راهی شو ، که گردش ماهی ، شیار اندوهی در پی خود نهاد . زنجره بشنو : چه جهان غمناک است ، و خدایی نیست ، وخدایی هست ، وخدایی.... بی گاه است ، ببوی و برو ، و چهره ی زیبایی در خواب دگر ببین . به روزم

نمونه ی استسنائی از نوع بشر

من؛ ظرف! خوب اينبارم شکل ظرف «عصيان» رو خوب گرفتی. می خوام اينبار بزارمت تو ظرف خود «بزرگ بيني». ماده ی مایع کوچولوی من

افشين خسته

سلا وبلاگ زیبایی داریا راستی تا یادم نرفته بگم تو هم زیبایی همه زیبایی را در تو دیدم گل دوست داشتنی من . به منم سر بزن یادت نره ها؟ با ستاره ها همنشین شو زیرا آنها هم زیبایی تو را دوست دارند زیبای من تنها نگزار مرا

نعيمه دوستدار

آره بابا! عصيان کن!چيه اين عذاب وجدان لعنتی که دهن آدمو ...

مارال

بنفشه عزيز خوشحالم که بالاخره نوشتی . اينکه اعتراض کنيم به قول تو به بايدها و نبايدهای ديکته شده و چيزهايی که يادمون دادن بدون هيچ توجيهی خيلی خوبه و نشونه بودنمون و تغيير کردنمون و راکد نبودن . منتظرت هستم عزيز . بعد از مدتها ...

تلواسه

سلام زیبا بود دوباره به دیدنت میایم

مرتضا

جنگی نماند، چون در گشایی...

مارال

نمی دانم دليل دير نوشتنت چيست ولی هرچه باشد اين مهم است که منتظريم ...

amene

سلام...بهترين کار همينه...نگذار برايت تصميم بگيرند...يا حق