آخر خط   

مدرسه که می‌رفتیم بعضی از بچه‌ها عادت داشتند تمام صفحه‌های دفتر مشقشان را یک‌جا خط کشی کنند و معمولا خط‌های قرمز پررنگ می‌کشیدند. من هیچ وقت حوصله این کار را نداشتم...

آن sms برای تو بود. آرزو کردم چشم‌هایم شرمنده چشم‌هایت نباشد. فکر کردی اشتباهی است. پرسیدی برای کی می‌خواستی بفرستی اشتباهی برای من فرستادی!؟

دیگر آرزویی ندارم. دیشب تمام دفتر مشقم را خط کشی کردم؛ تا صفحه آخر، محکم و پررنگ. نباید از خط بیرون بزنم. حوصله جریمه شدن ندارم...

لینک
شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٩ - بنفشه رحمانی

       

بخشیدن تو سخت نبود. همان شب بخشیدم. همان شب که با دسته گل و هدیه آمدی... یا حتی زودتر از آن؛ بعد از ظهر، پشت تلفن، وقتی صدایت آرام شد و دیگر عصبانی نبودی... اما خودم را... یعنی می‌توانم خودم را ببخشم؟ نه! امکان ندارد... امکان ندارد

لینک
یکشنبه ۱٦ خرداد ۱۳۸٩ - بنفشه رحمانی