تصميم کبری   

شب ناخوش است

بغض هزار پاییز در راه

کلوخ آرزوها زیر باران

دارا انار ندارد

و کبری تصمیمی برای گرفتن

جای دندان تو بر سیب است

لکه اش بر دامن من.

         ***

کوکب خانم زن پاکیزه ای نیست!

لینک
پنجشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٥ - بنفشه رحمانی

   علی   

برادر! چراغ ها را باید روشن کرد.

من از تو برای طلوع،بی تاب ترم.

بگذار این مذهب جادو،در روشنی بمیرد،

تا «مذهب وحی» را ببینیم.

چهره ی «علی» در روشنایی،زیبا و خدایی است.

به تو و من ـ بی مذهب و مذهبی - هر دو،

علی را در تاریکی نشان داده اند.

                                           دکتر علی شریعتی

لینک
یکشنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٥ - بنفشه رحمانی

       

 بت هایم را می شکنم

 اسماعیل هایم را سر می برم

 سرمشق ها را پاره می کنم

از وسوسه تمام سیب ها می گذرم

اگر تو باز صدایم کنی

لینک
سه‌شنبه ٤ مهر ۱۳۸٥ - بنفشه رحمانی