زن؟   

مدتی پیش، به دلایلی خواستم که شبی را در هتلی بگذرانم. به هر هتلی

که رفتم علی رغم داشتن شناسنامه و کارت ملی و حتی کارت دانشجویی

نتوانستم اتاق بگیرم. همه شان می گفتند که به زن تنها اتاق نمی دهند

مگربا داشتن نامه از کلانتری و اماکن.

چرا؟ چرا یک زن فقط در کنار همسر یا فرزندانش هویت پیدا میکند؟

چرا یک زن در هر سن و هر موقعیتی باشد نیازبه وکیل و وصی دارد؟

چرا همیشه برای هر کاری باید از بزرگتری اجازه بگیرد؟ وچیزی که

بیش از همه این چراها مرا آزار می دهد این است که هنوز جامعه ما پر

 از زن هایی است که خودشان دوست دارند مطیع و فرمان بردار باشند.

راستی ! چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 

لینک
چهارشنبه ٢٩ شهریور ۱۳۸٥ - بنفشه رحمانی

   عصيان   

«من عصیان می کنم ، پس من هستم»     کامو

                                                   

من خیلی با این جمله ی کامو موافقم. فکر می کنم آدم هایی که عصیان نمی کنند خشک و رام و غالبی و تکراریند. هر کسی باید یک بار هم که شده جلو بایدها و نبایدها بایسته.

من اگر بخوام یکی از حالت های ماده رو انتخاب کنم ،ترجیح می دم جامد باشم. چون دلم می خواد همیشه شکل خودمو داشته باشم نه اینکه به شکل ظرف هایی که دیگران تعیین می کنن در بیام.

می بینی حالم خوب شده!دیگه عذاب وجدان ندارم! آماده ام که باز عصیان کنم!!!!!!!!

لینک
سه‌شنبه ٧ شهریور ۱۳۸٥ - بنفشه رحمانی